وکالت بدون فسخ (وکالت بلا عزل و بدون استعفا)
مقدمه
1- مفهوم وکالت
وکالت عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین (موکل) طرف دیگر (وکیل) را برای انجام امری نایب خود می نماید (مادة 656 ق .م) این قرارداد، قراردادی جایز است و هریک از موکل و وکیل هر زمان که بخواهد می تواند آن را بر هم زند (مادة 678 ق. م) زیرا وکالت عقد مبتنی بر اعطای نیابت و تفویض اذن است. بنابراین هم اذن دهنده (موکل) می تواند از اذن خود رجوع نماید و هم نایب ( وکیل و ماذون) حق استعفا دارد. این عقد مانند دیگر قرارداد های جایز، به موت و جنون و سفه - در مواردی که رشد معتبر است - منفسخ می شود ( مواد 954 و 681 ق .م) علاوه بر این، هر گاه متعلق وکالت از بین برود یا موکل عملی را که مورد وکالت است خود انجام دهد یا به طور کلی عملی که منافی با وکالت وکیل باشد به جا آورد مثل این که مالی را که برای فروش آن وکالت داده خودبفروشد وکالت منفسخ می شود". مادة 683 ق .م ) به علاوه با انجام شدن مورد وکالت و همچنین با انقضای مدت نمایندگی، درمواردی که برای آن مدت تعیین می شود، وکالت نیز منقضی می گردد.
2- فایده های وکالت و انگیزه های توسل به آن
هر شخص، در روابط اجتماعی خویش، از طریق وکالت می تواند به پاره ای از هدف ها نایل آید، هدف و انگیزة موکل یا وکیل حسب مورد متفاوت است. موکل با انتخاب وکیل می تواند از دانش ، تجربه و تخصص او و همچنین از فرصت های خود به بهترین وجه استفاده کند. وکیل نیز به نمایندگی از موکل اعمال حقوقی مورد وکالت را انجام می دهد و اجرت دریافت میکند. امروزه وکالت دادگستری به صورت یک حرفه درآمده و تخصص با ارزشی محسوب می شود. باید توجه داشت که وکالت منحصر به وکالت دادگستری نیست بلکه در هر امری که موکل بتواند آن را به جا آورد می تواند به دیگری وکالت دهد (مستفاد از مادة 662 ق . م) . به طور کلی " ممکن است طرفین (قرارداد) یا یکی از آنها به وکالت از غیر اقدام بنماید و نیز ممکن است یک نفر به وکالت ازطرف متعاملین این اقدام را به عمل آورد" (مادة 198 قانون مدنی)
3- توافق دو طرف در اسقاط حق یا تحدید اختیار
برخی از اشخاص در پاره ای از موارد به گونه ای که امروزه نیز رایج است، قصد دارند یک رابطه پایدار وکالت و غیر قابل فسخ حتی گاهی غیر قابل انفساخ ایجاد کنند. بدین منظور به وکالت بلا عزل روی می آورند و از آن استقبال می کنند. به ظاهر وکالت بلا عزل وکالتی است که موکل حق عزل ندارد و همچنین وکالت بدون استعفا وکالتی است که وکیل فاقد حق استعفاست. ولی اصطلاح نخست در بین مردم و عرف دفاتر اسناد رسمی هنگامی به کار می رود که موکل علاوه بر نداشتن حق عزل، حق انجام دادن مورد وکالت را نیز از دست می دهد. ولی باید قصد دو طرف و تراضی آنها را جستجو نمود و باید دید که آنان چگونه توافق کرده اند
مادة 679 ق .م مقرر می دارد: "موکل می تواند هر وقت بخواهد وکیل را عزل کند مگر این که وکالت وکیل یا عدم عزل در ضمن عقد لازمی شرط شده باشد:. ظاهر این ماده و عنوان وکالت بلاعزل، که در بین مردم رایج است، به اسقاط و از بین رفتن حق عزل موکل انصراف دارد و نباید به این ظاهر اعتماد کرد زیرا ایجاد رابطه وکالت پایدار و غیر قابل فسخ به اسقاط حق عزل موکل اختصاص ندارد و دربارة اسقاط حق استعفای وکیل نیز اجرا می شود
4- انگیزه های توسل به وکالت بلا عزل و بدون استعفا
علت اصلی توسل به وکالت بلاعزل، ایجاد یک رابطة پایدار و غیر قابل فسخ از جانب موکل و وکیل است، برای مثال شخصی ملکی می خرد و به دلایلی نمی تواند سند رسمی تنظیم کند ناگذیر وکیل بلا عزل فروشنده می شود تا پس از رفع موانع و فراهم شدن مقدمات ثبت به وکالت از فروشنده نسبت به انتقال قطعی و رسمی ملک به نام خود اقدام کند
5- سوء استفاده از این شیوه و نقد برخی از استادان
با این که " وکالت بلا عزل" در بیشتر موارد گره های حقوقی پاره ای از اشخاص را می گشاید و استفاده های بجا و مناسب از آن، به پیروی از قانون مدنی
(ماده 679)، به صورت شری ضمن عقد خارج لازم، معمول و متداول است ولی پاره ای از فرصت طلبان از آن سوء استفاده کرده اند.
گرفتاری های اغلب ناشی از عدم توجه کافی به مفاد قانون و برداشت ها و تفسیرهای شخصی است لیکن گاهی با علم و آگاهی از آن به عنوان سرپوشی برای دیگر معاملات استفاده می شود. چنانچه فروشنده به دلیل داشتن مشکلات قانونی، خریدار را وکیل بلاعزل خود می کند ولی در عمل ممکن است موکل یا وکیل، پشیمان شده یا یکی از آنها، پیش از انجام دادن مورد وکالت بمیرد یا موکل بدون در نظر گرفتن وکالت برخلاف انتظار وکیل به انتقال یا فروش مورد وکالت اقدام بکند.
6- دایرة شمول وکالت بلا عزل و وکالت بدون استعفا
اغلب وکالت بلا عزل در مواردی که مورد وکالت جزئی است داده می شود و کمتر کسی حاضر می شود که دیگری به طور مطلق یا در تمام امور وکیل بدون عزل او باشد. زیرا اگرچه با اعطای نمایندگی حق اجرای مورد وکلات از موکل سلب نمی شود ولی در این صورت نیز تفویض نیابت بلاعزل برای موکل نگران کننده و مسوولیت آفرین است. زیرا به طور غیر مستقیم یا به طور ضمنی موجب سلب حق اجرای بعض از حقوق مدنی می گردد و مهالف قاعده ای است که ور ماة 959 قانون مدنی پیش بینی شده است.
برچسبها: وکالت بدون فسخ , وکالت بلا عزل و بدون استعفا , مفهوم وکالت , فایده های وکالت و انگیزه های توسل به آن
